تبليغاتX
عارف

عارف

آريو شه ستا

نخستین و منظم ترین ارکسترال ملی در تاریخ

نخستین و منظم ترین ارکسترال ملی در تاریخ
 حدود 1600 سال پیش در طاق بستان کرمانشاه (کرماشان) دوره ساسانی
 تمامی چنگ نوازان و هفت نفر دیگر زن هستند؛یکی از چهار نفر سرپا ایستاده به گمانم باربد است که سرپرستی رامشگران را نیز انجام می دهد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم فروردین 1391ساعت 23:9  توسط عارف  | 

شناسایی متن منشور کورش بزرگ روی استخوان‌های فسیل اسب در چین

منشور کوروش بزرگ
پژوهش‌های زبان‌شناسی یک متخصص زبان‌های خاور نزدیک روی دو قطعه استخوان فسیل شده اسب که در موزه شهر ممنوعه نگهداری می‌شوند، منجر به شناسایی نسخه چینی منشور کورش شد. گفته می‌شود که قدمت این استخوان‌ها به دوره سلطنت هخامنشیان بازمی‌گردد و مطالعه روی نوشته‌های این کتیبه همچنان ادامه دارد. مدتهاست کپی چینی تولیدات مختلف، از وسایل برقی گرفته تا انواع خشکبار، بازار ایران را فتح کرده است؛ اما این بار چینی ها محصولی را در حوزه باستان شناسی رو کرده اند: «نسخه چینی منشور کوروش». اما این محصول چینی برخلاف سایر محصولات آنان ظاهرا اصل است و تاریخ ساخت آن احتمالا به حدود سال های حکمرانی کوروش بزرگ باز می گردد.

منشور روی استخوان
دو قطعه استخوان فسیل شده اسب به ‌تازه‌گی در چین شناسایی شده که از قرار معلوم حاوی رونوشتی خلاصه شده از منشور کوروش هستند که در ازاء هر ۲۰ نگاره میخی استوانه کوروش یک نگاره دارد. در ابتدا تصور می‌رفت این استخوان‌ها تقلبی باشند، اما “ایروینگ فینکل”، از متخصصان خطوط خاور نزدیک باستان در موزه بریتانیا، اعتقاد دارد که آن‌ها اصل هستند. این کشف سابقه ارتباط ایران را با چین چند قرن عقب تر می‌برد.

باستان‌شناس ایرانی کامیار عبدی درباره اهمیت این کشف می‌گوید: «البته هنوز باید منتظر نظر دیگر زبان ‌شناسان و بررسی‌های آزمایشگاهی در مورد اصالت این اثر باشیم، اما اگر اصل باشد این کشف مهم تحولی عظیم را در دیدگاه‌های ما در زمینه ارتباط بین خاور نزدیک، بویژه سلسله هخامنشی و چین در هزاره اول قبل از میلاد، بویژه در زمان سلسله ژوی شرقی، به دنبال خواهد داشت.» تا پیش از این مدرک مستقیمی مبنی بر ارتباط هخامنشیان با چین در دست نبود. با این کشف تاریخ ارتباط بین ایران و چین از دوره سلسله اشکانی در ایران و سلسله هان در چین پیش تر و به زمان سلسله هخامنشی در ایران و سلسله ژوی شرقی در چین باز می‌گردد.

داستان کشف
این دو قطعه استخوان حکاکی شده در سال‌های ۱۹۳۵ و ۱۹۴۰ توسط خو شن‌ وی طبیب سنتی چین خریداری شدند. خو فکر می‌کرد این دو قطعه حاوی اسنادی به خط کهن چینی است. در سال ۱۹۶۶ طی انقلاب فرهنگی چین او این دو استخوان را برای جلوگیری از نابودیشان در خاک دفن کرد. در سال ۱۹۸۵ خو این دو استخوان را به شهر ممنوعه برد و به موزه کتیبه‌های چین اهدا کرد. اما به تازه‌گی وو یوهنگ متخصص زبان‌های خاور نزدیک باستان در موزه شهر ممنوعه تشخیص داد که نوشته روی فسیل باستانی بخشی از اعلامیه حقوق بشر کوروش و متعلق به ایران است.

تا پیش از تایید اصالت این دو قطعه تصور می‌شد لوح کوروش نمونه‌ای منحصر به فرد و تک بوده است. اما طی سال جاری میلادی پیدا شدن دو قطعه گل نبشته در مجموعه موزه بریتانیا که بخشی از اعلامیه کوروش بزرگ بود این باور را مخدوش کرد و این احتمال را پیش کشید که شاید چندین نسخه از اعلامیه کوروش وجود داشته است. در ژوئن امسال با همکاری موزه چین خطوط روی این دو قطعه کپی شده و برای مطالعه به موزه بریتانیا انتقال داده شد. به گفته فینکل نوشته روی این دو قطعه با متن اصلی روی استوانه کوروش کمی تفاوت دارد، اما از لحاظ دستور زبان و آوانگاری درست است.

سرکش‌های سه گوش علائم روی استخوان‌ها با استوانه کوروش متفاوت و بخش بالایی آن شبیه به حرف v است. این نحوه نگارش در بابل رایج نبوده و احتمال تولید این استخوان ها در ایران را افزایش می‌دهد.
فینکل همچنین معتقد است متنی که کپی کننده روی استخوان‌ها به کار برده همان متن لوح کوروش نبوده اما نسخه‌ای متفاوت و ایرانی از لوح بابلی است که می توانسته نسخه‌ای از کتیبه‌ای سنگی، نوشته شده با جوهر روی چرم یا گل نشته باشد که در مکانی نامعلوم و به منظوری نامشخص در ۲۵۰۰ سال پیش از روی نسخه اصلی استوانه کوروش کپی شده است. کامیار عبدی در این زمینه افزود: «در اینکه منشور کورش متنی بسیار مهم بوده تردیدی نیست، اما اهمیت آن برای اتباع شاهنشاهی هخامنشی بوده. پس از اینکه اصالت این یافته‌ها تأیید شد از نخستین پرسش‌هایی که باید بدان پرداخت این است که متن منشور کورش چگونه به چین راه یافته و چرا این متن برای چینی‌ها آنقدر اهمیت داشته که آن را کپی کنند.

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم مرداد 1389ساعت 4:28  توسط عارف  | 

يعقوب ليث و دستور مهم ميهني او پس از تصرف كرمان؛ رسميت يافتن دوباره پارسي

يعقوب ليث صفار، قهرمان ملي ايرانيان كه تصميم به پايان دادن به حكومت عرب بر ميهن گرفته بود 16 ژوئن سال 868 ميلادي شهر كرمان را آزاد كرد.
     در كرمان بود كه يعقوب دستور اكيد داد به زباني كه او نمي فهمد (عربي)، مكاتبه نكنند. از زمان افتادن ايران به دست عرب، تا آن روز مكاتبات اداري به زبان عربي صورت مي گرفت. با صدور دستور اكيد يعقوب ليث بود كه «پارسي» بار ديگر زبان رسمي ايرانيان شد و رونق گرفت. يعقوب بود كه خواست براي حروفي كه در عربي نيست و در فارسي تلفظ مي شود، جانشين بيابند تا خط الرسم تكميل شود و سالها طول كشيد تا اديبان با هم به توافق رسيدند كه «پ، چ، ژ، گ» را با افزودن نقطه و سركش بر حروف عربي مشابه، به وجود آورند تا تركيب حروف تغيير نكند و مقرر داشتند كه از بكار بردن حروف خاص زبان عربي از جمله «ص، ض، ط، ظ، ث، ح، ع و ء » در واژه ها و اسامي فارسي خودداري شود. تكميل اين تغييرات هشتاد سال وقت گرفت و اين اصلاحات حروف و تبديل واژه ها در سال 950 ميلادي به پايان رسيد و خط الرسم فارسي امروز به دست آمد. بايد دانست كه ايرانيان تنها مسلمانان آن زمان بودند كه زبان ملي خود را از دست ندادند. مي دانيم كه ايرانيان ساكن «فرارود» و خراسان خاوري (افغانستان شمالي امروز) كه تاجيك خوانده مي شوند «پارسي» را از دست نداده بودند و گروهي از آنان با افتخار تمام خود را پارسيوان = پارسيبان مي ناميدند.
     يعقوب كه پرچم استقلال طلبي را در سيستان برافراشته بود در سال 862 ميلادي هرات و سال بعد سراسر شمال شرقي ايران و تا كابل را از دست عمال خليفه بغداد بيرون آورده بود. يعقوب پس از آزاد كردن كرمان، با همان هدف، فارس و خوزستان را پس گرفت و با خليفه عباسي مستقيماً وارد جنگ شد، ولي اندكي پس از رد پيشنهاد صلح خليفه در سال 878 ميلادي‏، در خوزستان از بيماري قولنج درگذشت، همانجا مدفون شد و برادرش «عمرو» بر جاي او نشست و مصلحت در آن ديد كه با خليفه از در آشتي درآيد و خليفه هم حكومت وي را بر فارس، اصفهان، كرمان، سيستان، مكران (بلوچستان)، سند (ايالت جنوبي پاكستان امروز به مركزيت شهر كراچي) و بخش هايي از خراسان به رسميت شناخت.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم خرداد 1389ساعت 15:28  توسط عارف  | 

پیشنهاد فرمانروای روسیه به نادرشاه افشار

فرمانروای روسیه برای نادر شاه افشار پیام فرستاد در صورتی که پادشاه ایران بخواهد می تواند برای فتح هند کمک های بسیاری به ایران بنماید منوط بر این که به او کمک کند تا روسیه خاور اروپا را متصرف شود .
این در حالی بود که فرمانروای روسیه می دانست ارتش ایران نیرومند ترین ارتش آن روز جهان است اما از آنجایی که برایش فتح اروپای خاوری یک آرزو بود این پیشنهاد را برای فرمانروای ایران فرستاد .
نادر برایش نامه ایی نوشت که پس از سلام چنین بود .
ما برای کشور گشایی به هند نخواهیم رفت . آنچه ما می خواهیم محاکمه ۸۰۰ خونخواریست که بیست سال به ایران ستم کرده اند ، برای این کار نیازی به کمک شما نیست . در ضمن ما ایرانیان نیاز به خانه و کاشانه مردم دیگر کشورها نداریم .
پاسخ نادرشاه افشار گویای این حقیقت است که او برای آرمان های بزرگش چشم کمک از جایی جز مردم ایران را نداشت و بگفته ارد بزرگ متفکر برجسته کشورمان : مردان پیشآهنگ ، راه را با داشته های میهنی خویش باز می کنند و نه کمک اجنبی .

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم اسفند 1388ساعت 4:22  توسط عارف  | 

كارنامك اردشير پاپكان، تمدن بيشرفته ايرانيان و اقتباس از آن در دنياي معاصر

كار جمع آوري و تاليف تاريخچه اردشير يكم، بنيادگذار دودمان ساسانيان، تحت عنوان «كارنامك اردشير پاپكان» مارس سال 300 ميلادي (اسفندماه) پايان يافت و چند روز بعد نسخه اصلي آن به مناسبت نوروز در تالار پذيرايي كاخ سلطنتي درتيسفون قرار گرفت. به نوشته مورخان رومي، «نرسي» شاه وقت پس از خواندن كارنامه اردشير، از اين كه نتوانسته بود مانند او روميان را از نزديك شدن به قلمرو ايران بازدارد از فرط اندوه بيمار شد و به نفع پسرش «هرمز» كناره گيري كرد. كارنامه اردشير قرنها نصب العين سران ايران بود. اين كارنامه درعين حال پيشرفته بودن تمدن ايران درآن روزگار را منعكس مي كند كه دفتر رئيس كشور (اردشير يكم) كارهاي روزانه دولت را يادداشت مي كرد و همانند يك «روزنامه محدود» به اطلاع مقامات رسانده مي شد. برپايه همين روش، از 1995 سران همه كشورها، پارلمان ها و دستگاههاي دولتي براي خود «وبسايت» رسمي ساخته و براي ملاحظه عموم و به ويژه دولتهاي ديگر و رسانه ها در اينترنت قرارداده اند و مطالب اين سايت ها سند است و تاريخدانان هم جهت استفاده هاي بعدي و دادن تكليف بررسي به شاگردانشان مورد استفاده قرار مي دهند. در اظهار نظر ساير دولتها به مطالب منتشر شده منسوب به يك مقام رسمي، همين وبسايت ها ملاك عمل و سند رسمي هستند و درنتيجه بايد «تكست = متن» باشند تا تنظيم ژورناليستي كه جهت سهولت خواندن در زماني كم و فهميدن ماوقع است. عادت بر اين شده است كه برخي از روزنامه ها، در زير خبرهاي خود نشاني وبسايت رسمي مربوط را (که از آن نقل شده است) درج كنند تا اگر مخاطب نياز به متن مطلب داشته باشد به آن مراجعه كند.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم اسفند 1388ساعت 4:17  توسط عارف  | 

گفت و شنود نخستين سفير ايران در حبشه با امپراتور اين كشور درباره ايرانيان

مصريان يوناني تبار و مورخان يهود عهد باستان روايات حبشي ها را درباره گفت و شنود نخستين سفير ايران با امپراتور حبشه كه نزديك به نوروز ايرانيان (طبق محاسبات تقويمي مارس 524 پيش از ميلاد) صورت گرفته بود اين چنين نقل کرده اند كه بعدا در كتب روميان آمده است:
    امپراتور حبشه كه برگزيده بزرگان اين كشور بود از سفير كامبيز* (كامبوزيا ، كمبوجيه ، كبوجيا Cabudjia ) كه از مصر به حبشه (اتيوپي) فرستاده شده بود مي پرسد كه ايرانيان در چه سني مي ميرند، غذاي اصلي آنان چيست و آدابشان كدام است؟. 
    سفير پاسخ مي دهد كه عمدتا تا هشتاد سالگي عمر مي كنند و غذاي اصلي ايشان عبارتست از نان گندم، گوشت و ميوه. آب، زمين و آتش را هم آلوده نمي سازند. اهورامزدا را كه خداي دانا، توانا و يگانه است پرستش مي كنند؛ دروغ نمي گويند، كار بد نمي كنند و نيّت بد داشتن را گناه مي دانند و با پوشش كامل و پاپوش (كفش) از خانه خارج مي شوند، اسپ را دوست دارند و مانند ملل ديگر در مزرعه و باركشي مورد استفاده قرار نمي دهند و نسبت به سالخوردگان خود نهايت احترام را رعايت مي كنند و از آنان به خاطر خدماتشان سپاسگزارند و هنگام ديدار، با بوسيدن دستشان اداي احترام مي كنند.
    امپراتور حبشه كه هداياي كامبيز پسر كوروش بزرگ را مقابل خود گذارده بود تا حاضران در مجلس مشاهده كنند سپس از سفير ايران علت تصرف مصر را مي پرسد كه سفير پاسخ مي دهد:
     به اين علت كه فراعنه به غير مصري ها (به نوشته مورخان يهود ، نسبت به يهوديان ساكن مصر) ظلم مي كردند.
     امپراتور سئوال مي كند كه چرا بايد در كشور شما (ايران) سلطنت موروثي باشد، اگر پسر شاه ديوانه و يا افليج باشد بازهم بايد جانشين پدر شود؟، آيا اين كار خطرناك نيست ؟. سفير پاسخ مي دهد كه بزرگان پارس حق دارند كه بيشتر وظايف چنين شاهي را به دست گيرند.
     *كبوجيه نامي است كه در كتيبه داريوش ذكر شده است. يونانيان «كامبوزيا» و روميان و به نقل از آنان اروپاييان امروز «كامبيز» مي خوانند. وي پس از تصرف مصر به عنوان سر سلسله بيست و هفتم اين كشور شناخته شده است.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم اسفند 1388ساعت 3:52  توسط عارف  | 

«مديريت دولتي» در ایران دوران ساسانیان - «مديريت دولتي» و پيشرفته بودن ايران از اين لحاظ در عهد باست

بيستم فوريه 1932 «تاراپور J. Tarapore» در شهر بمبئي هند «آيين مديريت و نامه نگاري دولتي ايران» در دوران ساسانيان را از روي يك نسخه اصل دوباره نويسي كرد و منتشر ساخت. اين آيين نامه يك بخشنامه (دستور العمل) اداري بود كه در دوران سلطنت خسروانوشيروان ساساني براي مقامات دولتي ارسال شده بود تا رعايت كنند. این روش مدیریت دولتی پيش از دوران زمامداري خسروانوشيروان وجود داشت و در زمان وي بود كه جمع آوري، تدوين و به صورت دستور العمل به مقامات دولتي ابلاغ شده بود. در هر صورت، نسخه «تاراپور» متعلق به عهد خسروانوشيروان (قرن ششم ميلادي) بوده است.
     در اين آيين نامه كهن، به مقامات دولتي و كارمندان سازمانهاي عمومي تاكيد شده بود كه در گزارشها و نامه هاي اداري از تعارفات معمول دست بردارند، ملاحظات را كنار بگذارند، روشن بنويسند، لفاظي نكنند، و توجه داشته باشند كه اگر گزارش خلاف واقع بدهند به سختي مجازات خواهند شد.
     قسمت بيشتر اين آيين نامه مربوط به چگونگي مديريت است و درآن، روي لزوم بازرسي و تشويق و تنبيه كارمندان و توجه به نظر آنان تاكيد شده است. رشوه گيري در اين آيين نامه خطرناك ترين خيانت به كشور و مردم به حساب آمده كه مجازات سنگين و محروميت خواهد داشت. ترتيب اثردادن به درد دلهاي مراجعان و پذيرفتن و احترام كردن آنان از نكات مهم اين آيين نامه است. اين آيين نامه در موارد متعدد روي جمع آوري ماليات و منصفانه بودن آن و خصوصيات ويژه ماموران ماليه و خودداري از به مقاطعه دادن امر جمع آوري مالياتها تاكيد كرده است. در اين آيين نامه مديران دولتي را از تبعيض و افاده و بي اعتنايي به مردم بر حذر داشته شده اند. در این زمینه، آیین نامه آنان را خدمتگذار و جيره خور مردم (نوكر = سروانت، همين اصطلاحي كه در حال حاضر در كشورهاي انگليسي زبان در مورد كارمند دولت بكار مي رود) خوانده و دقّت و اهميت كار حسابداري را مورد تاكيد قرار داده است. آیین نامه عهد خسروانوشیروان بر رعایت اصول اخلاقی مدیریت دولتی تاکید کرده و این اصول را یادآور شده است. استادان و مدرسان معاصر درس «تاریخ مدیریت اداری» در تفسیر این قسمت از آئین نامه گفته اند که خسروانوشیروان اصول کنفوسیوس چینی را که مشابهت زیاد با آموزشهای زرتشت دارند مورد توجه قرارداده و بکار بسته است.
     از نكات جالب اين آيين نامه كه نهايت پيشرفته بودن ايران عهد باستان در دانش اداري را منعكس مي كند؛ ضابطه دادن نمره (پوان) منفي به مديران و كارمنداني است كه در انجام وظيفه سهل انگاري و قصور كنند كه رسيدن نمرات منفي به ميزان معيّن (نصاب) باعث بركناري مدير و يا كارمند مي شد.
     اين آيين نامه از ديپترتاران (دفترداران ــ کارکنان ارشد ادارات) خواسته است كه در گزارش خود به چند نکته اساسی توجه كنند از اين قرار: چه مي خواهند بگويند و چه خبري مي خواهند برسانند، منظورشان از نوشتن گزارش چيست و چرا بايد خبر را بدهند، و بالاخره نتيجه گيري و بيان نظر خود درباره موضوع. طبق اين دستور العمل، نامه بايد داراي تاريخ باشد و (در آن زمان كه از كاغذهاي فعلي و پوشه و ... اثري نبود) دور يك چوب (حول محور) لوله شده باشد. نامه تاء شده موجب مواخذه بود.
     بايد توجه داشت كه مورخان كارشناس رویدادهای عهد باستان، ايران را به داشتن روش پيشرفته و كارآمد براي ادارات عمومي ستوده اند. امپراتوري هاي امويان و عباسيان و بعدا غزها (غزنويان و سلجوقيان) و در پي آنها، مغولها و همنژادان تيموري آنان براي تمشيت امور و اداره قلمرو خود از اين مهارت ايرانيان به خوبي بهره گرفتند و بقاي آنها به دليل سپردن كارها به مديران و وزيران ايراني بود. دولتهاي استعماري اروپا كه متوجه اين هنر ايرانيان بودند در قرون 19 و 20 ميلادي كوشيدند كه آن را که پس از مغولها تضعیف شده بود تخريب و ايران را دچار يك بوروكراسي بد كنند و از پيشرفت بازدارند.
     کار «تاراپور» در نقل و تشریح اين آيين نامه در سال 1932 همزمان به زبان انگليسي در افريقاي جنوبي، استراليا، كانادا، ايالات متحده و ممالك اروپايي توزيع و بعدا تجديد چاپ شد. بدون ترديد از اصول اين كتاب در علم مديريت سازمانهاي عمومي در دنياي نوين اقتباس شده و الگو قرار گرفته است.
     اين آيين نامه توسط مهاجران پارسي قرون هفتم و هشتم ميلادي به هند برده شده بود كه به دست «تاراپور» افتاد. ايرانياني كه در آن عهد از طريق جزاير قشم و هرمز به هند مهاجرت كردند و اعقاب آنان هنوز در آنجا هستند و هند را صنعتي ساخته اند عمدتا از مقامات دولتي، بزرگان و افسران ارتش و بيشترشان از مازندران بودند. دليل عمده مهاجرت آنان نارضايي از حكومت عرب بر ايران بود. در قصه سنگان (سنجان) که شرح اين مهاجرت است آمده است كه اعراب مسلمان قبلا گفته بودند كه هدفشان از جنگ با دولت ايران ترويح اسلام و طرد ظلم و تبعیض است، نه حكومت كردن. ولي، پس از تصرف شهرها زير قول خود زده و حاكم شده بودند و ....

+ نوشته شده در  یکشنبه دوم اسفند 1388ساعت 13:41  توسط عارف  | 

کشف ارتش گمشده کمبوجیه در مصر

کاوش‌های باستان‌شناسی در صحرای مصر منجر به کشف یکی از منحصر به‌فردترین اکتشافات سال‌های اخیر شد. دو برادر دوقلو ایتالیایی در پی حفاری باستان‌شناسی، بقایای صدها استخوان انسانی را به‌همراه ابزار رزم و حتی زیورآلات متعلق به دوره هخامنشی کشف کردند و اعلام شد که این بقایا متعلق به ارتش گمشده کمبوجیه است که به قصد جنگ با معبد آمون راهی مصر بود.برادران باستان‌شناس ایتالیایی در گفتگو با دیسكاوری از كشف راز ارتش گم شده كمبوجیه سخن می‌گویند.

به گزارش دیسكاوری نیوز به نقل از باستان‌شناسان ایتالیایی بقایای ارتش شاهنشاهی ایران كه گفته می شود 2500 سال پیش در توفان شن كه در غرب صحرای مصر رخ داد ناپدید شده بودند، سرانجام پس از سیزده سال تلاش و پژوهش باستان شناختی كشف و یكی از بزرگ‌ترین معماهای باستان شناسی را حل كرد.اسلحه‌های برنزی، یك گردنبند نقره‌ای و یك گوشواره و نیز هزاران قطعه استخوان انسان در صحرای پهناور وحشی و عاری از سكنه درمنطقه ساهارا(صحرا) امید پژوهشگران را به كشف ارتش گمشده كمبوجیه دوم شاهنشاه ایرانی را برانگیخت.ارتشی كه گفته شده است با 50 هزار مرد جنگی براثر گرفتار شدن در توفان شن در سال 525 پیش از میلاد دراین صحرای سوزان دفن شدند.

«داریو دل بوفالو» یكی از اعضای تیم كاوش باستان‌شناسی در منطقه صحرای مصر از دانشگاه لسه درهمین زمینه می گوید: «ما اولین شواهد باستان‌شناسی را بدست آورده‌ایم كه گزارش‌های هرودت تاریخ‌نگار یونان باستان را تایید می‌كند.»

طبق نوشته‌های هرودت كمبوجیه پسر كوروش بزرگ پس از سرپیچی كاهن معبد آمون از پذیرش ادعای كمبوجیه بر فرمانروایی مصر، با 50 هزار نیروی سپاهی از تبس به واحه سیوا حمله كرده بود.پس از هفت روز راه پیمایی در صحرا لشگر ایرانیان به واحه ای رسید كه به گفته ناریخ نگاران الخرجه بود اما پس از ترك این واحه، این لشگر عظیم 50 هزار نفره ناپدید شد.به گفته هرودت علت این امر وقوع توفانی شدید و مرگبار بود كه ستون‌های عظیم ارتش ایران را در لایه‌های شن و خاك فرو برد به حدی كه تمامی افراد سپاه را بلعید و مدفون كرد.یك قرن پس از آن كه هرودت گزارش خود را نوشت اسكندر مقدونی موفق شد با سفر زیارتی خود به معبد آمون در سال 332 پیش از میلاد، دوستی وتایید كاهن این معبد را با كسب لقب الهی پسر زئوس ، برای خود بدست آورد. افسانه ارتش گمشده كمبوجیه به هرحال به عنوان یكی از روایات عهد عتیق به فراموشی سپرده شد و به دلیل بدست نیامدن هرگونه اثری از جنگجویان پژوهشگران به تدریج این داستان را در ردیف داستان‌های خیالی تلقی كردند.اكنون دو تن از باستان شناسان برجسته ایتالیایی اعلام كرده‌اند كه شواهد تكان دهنده‌ای از ارتش گمشده پارسیان بدست‌ آورده‌اند كه نشان می‌دهد درواقع در توفان شن بلعیده شده‌اند. این دو باستان شناس و برادارن دو قلو «آنجلو» و« آلفردو كاستیگلیونی» پیش از این نیز به دلیل یافته‌های باستانی‌شان در 20 سال پیش یعنی كشف «شهر طلا» در مصر باستان شهرت داشته‌اند.

طبق گزارش‌هایی كه اخیرا در فستیوال فیلم‌های باستان‌شناسی «رورتو» نیز مطرح شده این كشفیات نتیجه 13 سال تحقیق و بررسی و 5 برنامه حفاری در صحرا بدست آمده است.
همه این فعالیت ها از سال 1996 و درجریان كاوش‌های باستان‌شناسی آغاز شد كه توسط «آلفردو كاستیگلیونی» مدیر مركز تحقیقات شرق صحرا در ونیز، با هدف تحقیق و بررسی شهاب سنگ‌های موجود در نزدیكی بحرین، (واقع در واحه ای كوچك با فاصله ای نه چندان دور از سیوا) صورت می‌گرفت.
تیم كاوش درحالی كه در منطقه مشغول كار بود متوجه اشیای نیمه مدفون از سفال و برخی بقایای انسانی شدند. از این رو تلاش های دو برادر باستان‌شناس به جستجوی چیزی متمركز شد كه می‌توانست در آن منطقه به نوعی پناهگاه طبیعی باشد.
طی بررسی‌های انجام شده متوجه صخره ای به ارتفاع 1.8 متر و 35 متر درازا باحفره ای به عمق 3 متر شدند كه كه به عنوان امری طبیعی درصحرا یافت می‌شود اما این صخره بزرگ تنها چیزی بود كه درآن منطقه بدست‌آمد.
به گفته كاستیگلیونی اندازه و شكل این صخره از آن پناهگاه خوب و كاملی برای پناه بردن دربرابر توفان های شن ساخته بود.
این بررسی‌ها همزمان شد با كشف بقایایی از سلاح‌های باستانی از جمله خنجرهای برنزی و تعداد سرنیزه كه توسط یك زمین شناس مصری به نام «علی بركت» از دانشگاه قاهره بدست آمد.
كاستیگلیونی می گوید: «درست است كه ما از اشیای بسیار كوچكی سخن می‌گوییم اما این اشیای كوچك بی‌نهایت مهم‌اند زیرا این اشیا اولین اشیای عصر هخامنشی و مشخصا زمان حكومت كمبوجیه هستند كه از بیابان‌های شنی درمحلی بسیار نزدیك به سیوا بدست آمده‌اند.»
درپی كشف این اشیا در تیم كاستیگلیونی نیز موفق به كشف یك بازو بند نقره، یك گوشواره و تعدادی گوی كه احتمال می‌رفت بخشی از یك گردنبند باشد، بدست آوردند.

طبق همین گزارش «آندره كاگنتی»متخصص طراز اول جواهرات باستانی نیز گفته است: «بررسی‌های اولیه‌ای كه بر اساس تصویر این اشیا صورت گرفته،حاكی از آن است كه تاریخ این اشیا قطعا به دوران هخامنشی باز می‌گردد. این گوشواره و نیز گوی‌های گردنبند كه درمصر بدست آمده‌اند، همگی از جنس نقره بودند و درواقع گوی‌های گردنبند شباهت زیادی به گوشواره دیگری داشتند مربوط به قرن 5 پیش از میلاد كه پیشتر از تركیه بدست آمده بود.
درسال‌های بعد برادران كاستیگلیونی با بررسی نقشه‌های باستانی به این نتیجه رسیدند كه ارتش كمبوجیه هزگز به مسیر درازی كه تصور می‌شد مسیركاروان رویی از واحه «دخله »و واحه «فرافرا» بوده، نرفته است.
از قرن 19 میلادی باستان‌شناسان و محققان بسیاری در تلاش برای كشف سرنوشت ارتش گمشده در امتداد مسیر یاد شده كاركرده‌اند اما هیچ یك درتلاش‌های خود موفق نشدند. دربررسی های تازه ما مسیر ها و فرضیه های مختلفی را جستجو كردیم كه از جنوب می‌آمد . درواقع ما دریافتیم كه چنین مسیری تقریبا از سلسله 18 مصر باستان وجود داشته و محل تردد صحراگردان بوده است.
به گفته كاستیگلیونی ارتش پارسیان از منطقه الخرجه راه جاده ای غربی را به منطقه «قلف الكبیر»از طریق وادی «عبدالملك» پیموده و سپس به سوی شمال سیوا رهسپار شده است.
این مسیر باتوجه به این كه در مسیر دیگر واحه ها همه تحت كنترل مصریان بود به ارتش كمبوجیه كمك می‌كرد كه بدون الزام به جنگ و درگیری در واحه‌های دیگر بدون مزاحمت پیشروی كنند.
برای بررسی فرضیه‌های دیگر، برادران كاستیگلیونی دست به مطالعات زمین‌شناسی در مسیر جایگزین زدند. طی این بررسی‌ها آنان مخازن‌های خشك شده و نیز چاه‌های مصنوعی متعدد وصدها ظرف سفالی برای حمل آب بدست آوردند كه همگی در زیر شن‌ها مدفون شده بودند. این قبیل منابع و مخازن آب احتمالا برای حمل در راهپیمایی در صحرا ساخته می‌شده است.
آزمایش‌های تعیین دوره زمانی این ظروف سفالی را 2500 سال قبل تعیین كرده‌اند كه دقیقا مصادف با دوره كمبوجیه است.
طی آخرین كاوش‌های انجام شده در سال 2002 برادران كاستیگلیونی به محلی كه مكان كشفیات اولیه آن‌ها بود بازگشتند و درست در همان جا درحدود 100 كیلومتری جنوب سیوا روشن شد كه نقشه‌های باستانی در مورد مكان معبد آمون دچار اشتباه شده‌اند.
سربازان معتقد بودند كه به مقصد مورد نظر خود رسیده‌اند اما به جای آن معبد با بادهای قدرتمند، مرگبار و غیر منتظره‌ای موسوم به توفان «خمسین» مواجه شدند كه از جنوب شرقی و از منطقه صحرا به سوی مصر می‌ورزید.
برخی سربازان جان پناهی در برخی پناهگاه های طبیعی بدست آوردند اما سربازان دیگر به مسیرهای مختلف دیگری افتادند. از این گروه برخی به دریاچه سیترا رسیدند و درنتیجه جان بدر بردند.
درپایان این كاوش‌ها تیم برادران باستان شناس تصمیم گرفتند داستان‌هایی را درباره هزاران استخوان انسانی كه دهه‌ها پیش براثر وقوع طوفان در نزدیكی همان منطقه آشكار شده بود، مورد بررسی قرار دهند.
درواقع آنان با قبرهای گروهی مواجه شدند كه پر از صدها تكه استخوان و اسكلت انسان بود.
كاستیگلیونی افزود:«درجریان این تحقیقات ما دریافتیم كه اشیای باستانی زیادی قبلا توسط دزدان و حفاران غیر مجاز در معبد از زیر خاك خارج شده و از این میان شمشیری بسیار زیبا نیز بدست آمده بود كه به یك توریست امریكایی فروخته بودند.»
درمیان این انبوه استخوان‌ها تعدادی سرنیزه ایرانی و نیز تكه‌هایی از تجهیزات مربوط به اسبهای جنگی بدست آمد كه نمونه‌های مشابهی از این تجهیزات در آثار نقاشی از برخی اسب‌های ایران باستان ترسیم شده، دیده می‌شود.
دل بوفالو نیز می‌گوید: «دراین صحرای خالی از سكنه و وحشی ما با ارزش‌ترین مكانی را كشف كردیم كه درواقع محل وقوع یك تراژدی تلخ بوده است.»
تیم پژوهشی درپی این یافته‌ها نتایج تحقیقاتی خود را با تیم تحقیقات زمین‌شناسی مصر درمیان گذاشت و اشیای بدست آمده را نیز به مقامات مصر تحویل داده‌اند.
دل بوفالو می گوید:«من مطمئن هستم كه ارتش گمشده در جایی پیرامون همین منطقه كه ما مورد بررسی قرار داده‌ایم شاید در 5 متری عمق شن‌های صحرا مدفون شده‌اند.»
«مسلمان شلتوت»استاد اختر فیزیك در موسسه ملی تحقیقات ستاره‌شناسی و ژئوفیزیك در قاهره معتقد است این بسیار محتمل است كه ارتش كمبوجیه مسیرجایگزین غربی را برای رسیدن به سیوا برگزیده باشد.
وی می‌افزاید: «به نظر من این مسئله به طراحی بد در برنامه لشگركشی مربوط است كه سبب شد سپاهیان را در طول مسیرهای بیابانی با مشكل كمبود آب و غذا و بدتر از همه با پدیده فوران توفان كشنده خمسین مواجه كند.»


«پیرو پرونتی» سردبیر مهم‌ترین مجله باستان‌شناسی ایتالیا نیز می‌گوید: «من به‌شدت تحت تاثیرفعالیت‌ها و زحمات كار پژوهشی باستان‌شناسان درمصر قرار گرفته‌ام و فكر می‌كنم یافته‌های برادران كاستیگلیونی بسیار امید بخش است.»
وی افزود: «درواقع كاوش‌های آنان همه براساس مطالعات بسیار دقیق در زمینه منظر و چشم‌اندازهای منطقه صورت گرفته و كاوش‌های بسیار عمیق در منطقه مطمئنا ضروری است.»
+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم آذر 1388ساعت 17:15  توسط عارف  | 

تخریب هزاران فسیل منحصر به فرد در سکوت مجامع علمی

کرمان - خبرگزاری مهر: مدیر موزه دیرین شناسی کرمان گفت: کشف تخم دایناسورها در کرمان با قدمت 200 میلیون سال با رد بسیاری از فرضیه های قبلی برای اولین بار جنین این موجودات کهن را در دسترس دانشمندان قرار داد به نحوی که با توجه به آنها تاریخ علم دیرین شناسی تغییر خواهد کرد.

محسن تجربه کار در گفتگو با خبرنگار مهر در کرمان اظهار داشت: استان کرمان به دلیل قرار گرفتن در منطقه خاص جغرافیایی دارای یکی از شگفت انگیز ترین منابع علمی و کهن دنیا محسوب می شود، دشتهای و کوهستانهای کرمان مملو از آثار و بقایای منحصر بفرد موجوداتی است که میلیونها سال پیش در دوران "ژوراسیک" و "کربونیفر" در این منطقه خاص می زیستند و به دلیل قرار گرفتن در شرایط خاص اقلیمی، گذر زمان کمترین اثر تخریبی را روی فسیل این موجودات ماقبل تاریخ برجای گذاشته است.

وی افزود: در واقع با توجه به آثار موجود در کرمان بهشت زمین شناسان و به طور اخص ویترین فسیل شناسان بهترین نامی است که بدون اغراق می توان روی این منطقه گذاشت، بهشتی که مملو از فسیلهای موجودات دوران کهن است.

این کارشناس دیرین شناسی خاطرنشان کرد: چنین شرایط زمین شناسی در تمام منطق دنیا انگشت شمار و در مورد برخی آثار کاملا منحصر بفرد است به گونه ای که هر یک از این فسیلها به تنهایی می توانند بسیاری از فرضیه های دانشمندان در خصوص نوع زندگی دایناسورها و دیگر موجودات و گیاهان هم عصر این جانواران را تحت تاثیر مستقیم قرار دهد.

تخم موجودات ماقبل تاریخ در کرمان همچون تخم مرغ آب پز سالم مانده اند

وی یادآور شد: بهشت فراموش شده موجودات ماقبل تاریخ در کرمان درحالی می تواند در اوج محافل علمی دنیا باشد که هم اکنون در بی توجهی به این ثروت عظیم تاریخی و ملی درحال تخریب است و بیش از 90 درصد مناطق خاص فسیل خیز استان طی هفت سال گذشته تخریب شده و مجموعه موزه دیرینه شناسی کرمان شامل 140 هزار اثر نیز به دلیل عدم توجه فراموش شده است.

عکس تخم دایناسورهای کشف شده

تجربه کار تاکید کرد: نکته قابل توجه در خصوص فسیل های کشف شده در کرمان به خصوص تخمهای دایناسورها و موجوادت هم عصر با آنها این است که به دلیل اکسیده نشدن محیط، بسیاری از این فسیلها پس از گذشت میلیونها سال به گونه ای به فسیل تبدیل شده اند که حالت اولیه خود را حفظ کرده اند.

این مسئله در خصوص فسیلهای کشف شده از تخم انواع جانوران کهن با قدمت میلیون ها سال در کرمان بسیار حیرت آور است به طوریکه که تمامی قسمتهای این تخمها همچون یک تخم مرغ آب پز سالم مانده است و بدون نیاز به آزمایشهای پیشرفته "DNA" و شبیه سازی می توان جنین موجودی که میلیونها سال پیش در استان کرمان می زیسته را مورد مطالعه و بررسی قرار داد.

تجربه کار گفت: در این میان کشف فسیل کاملا سالم ماهی متعلق به دوران" کامبرین" با قدمت 540 میلیون سال در کرمان که یکی از شگفت انگیز ترین فسیلهای کشف شده و موجود در موزه دیرینه شناسی کرمان و بی مانند در دنیاست،  این درحالی است که بزرگترین دانشمندان جهان دوران  پیدایش ماهیها را به دوران "سیلورین" با قدمت 440 میلیون سال پیش مرتبط می دانستند.

به گفته وی این کشف بزرگ عملا عمر پیدایش ماهی در زمین را 100 میلیون سال افزایش داده است و در این میان نکته قالب اهمیت سکوت دانشمندان بزرگ ایران و جهان در این زمینه است.

سکوت مجامع علمی ایران درقبال اکتشافات غیر قابل انکار

وی که سالها عمر خود را بدون هیچ حمایت و پشتیبانی مالی صرف شناسایی و جمع آوری مجموعه فسیلهای استان کرمان کرده است، خاطرنشان کرد: هم اکنون بیش از 140 هزار فسیل از مناطق مختلف استان کرمان جمع آوری شده است که عمر برخی از این فسیل ها به 550 میلیون سال پیش و دوران " کامربین" می رسد.

تجربه کار افزود: نحوه آشنایی من با این عرصه از 30 سال پیش و در جریان کوهنوردی در مناطق مختلف استان شروع شد که در آن زمان اولین بار با این آثار برخورد کردم و در طول این سالها با جمع آوری و مطالعه در خصوص نحوه زندگی و مطالعات زمین شناسی توانستم غنی ترین مجموعه فسیل های ایران را گرد آوری کنم.

وی افزود: در راستای معرفی اطلاعات گردآوری شده در خصوص این فسیلها به زودی اطلس سنگواره های کرمان در 22 جلد تدوین می شود که در این مجموعه به معرفی گیاهان و جانوران و انواع فسیلهای به صورت طبقه بندی شده اقدام شده است، این مهم در حالی رخ می دهد که مجامع علمی ایران و حتی بخش زمین شناسی دانشگاه شهید باهنر کرمان کمتر به این یافته های تاریخی توجه نشان داده اند که این مسئله جای تاسف دارد.

در حالی مجموعه ای شامل 140 هزار فسیل درکرمان گرد آوری شده است که به گفته این محقق 40 درصد از این آثار منحصر بفرد است و تعدادی از این آثار هنوز شناخته نشده اند و تاکنون نیز هیچ مطالعه ای درخصوص نحوه زندگی این موجودات انجام نشده است.

این محقق کرمانی و مدیر موزه دیرینه شناسی کرمان که بیش از 30 سال از عمر خود را صرف جمع آوری بیش از 140 هزار فسیل در مناطق مختلف کرمان کرده است در این زمینه می گوید: مناطق کوهستانی و دره های سراسر استان کرمان مملو از آثار حیات مربوط به میلیونها سال پیش می باشد که متاسفانه تاکنون هیچ توجهی از سوی مسئولان و مجامع علمی کشور در خصوص ساماندهی و بررسی علمی آنها صورت نپذیرفته است.

وی ادامه داد: این درحالی است در بسیاری از کشورهای دنیا تنها با پی بردن به وجود منطقه جغرافیایی کوچکی از بقایای فسیل های با درجات کیفی به مراتب پائین تر از مجموعه موجود در کرمان هزینه های هنگفتی برای کشف و بررسی و حتی جذب توریست در قالب اکوتوریسم در چنین مناطقی صورت می دهند و موزه های مجهزی می سازند که همین امر نیز عرصه های جغرافیایی یاد شده را به مراکز تولید علم دیرینه شناسی جهان تبدیل می کند، اما در استان کرمان که با توجه به شواهد موجود دارای یکی از غنی ترین سایتهای فسیل شناسی جهان از لحاظ وجود انواع فسیل جانواران و گیاهان با قدمت چندین میلیون سال است در این زمینه کاری نشده و حتی در برخی مناطق استان شاهد تخریب این آثار منحصر بفرد هستیم.

تجربه کار در حالی سالها وقت و سرمایه شخصی خود را برای جمع آوری این فسیلها گذاشته است که کمترین توجهی از سوی مجامع علمی ایران نسبت به یافته های وی صورت نپذیرفته است و مجموعه منحصر بفرد گرد آوری شده توسط وی در شرایط نامساعدی نگهداری می شود.

کشف جنین موجودات ماقبل تاریخ، نخستین حلقه چرخه زندگی دایناسورها

تجربه کار تاکید کرد: یکی از مهمترین و شگفت انگیزترین یافته های این محقق کشف تخم جانوارن هم عصر با دایناسورها با قدمت بیش از 200 میلیون سال است که در شرایط خاص منطقه و به صورت اعجاب انگیز با کلیه جزئیات به فسیل تبدیل شده اند و این در حالی است که دانشمندان سراسر دنیا در صدد شبیه سازی موجودات بر اساس آزمایشات علمی پرهزینه و فرضیه های بدون پشتوانه و متکی بر حدث و گمان هستند اما در نهایت تعجب حلقه اولیه این جانوران دست نخورده در استان کرمان به وفور یافت می شود.

مدیر موزه دیرینه شناسی کرمان در این زمینه با اشاره به اینکه بسیاری از دانشمندان و محققان جهان برای یافت و مطالعه یک تخم دایناسور و موجودات هم عصر با این حیوانات هزینه های هنگفتی را متقبل می شوند، گفت: در کنار صرف هزینه های هنگفت و محدودیت تخم فسیلها در سایتهای خارج از کشور در نهایت تخمهای محدودی که تاکنون به دست آمده است به هیچ وجه با یافته های فسیل تخمهای این موجودات 200 میلیون ساله در کرمان قابل مقایسه نیست.

وی دلیل این ادعا را شرایط خاص محل دفن این فسیل ها دانست و گفت: با کمال شگفتی در استان کرمان منطقه ای وجود دارد که هزاران قطعه تخم دایناسورها و جانواران با قدمت بیش از 200 میلیون سال در شرایطی خاص و دست نخورده باقی مانده است و شگفت آورتر از همه اینکه درون این تخمها بدون هیچگونه تخریبی به فسیل تبدیل شده و اجزای مختلف بدن جانور کاملا قابل مشاهده و مطالعه است.

تجربه کار گفت: این کشف آنقدر شگفت انگیز است که می تواند به راحتی و بدون نیاز به آزمایشهای "DNA" و فرآیند شبیه سازی توسط برنامه های نرم افزاری مدرن و فرضیات، شکل واقعی جنین این موجودات را به راحتی تشخیص داد به طوریکه حتی رنگ قطعات مختلف بدن این حیوانات نیز حالت طبیعی خود را حفظ کرده است.

+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم مهر 1388ساعت 6:54  توسط عارف  | 

کتیبه شاپور ساسانی بر روی کعبه زرتشت

در سال 1317 هجری شمسی و در پی حفاریهای دانشگاه شیکاگو در نقش رستم،برسه وجه بنای مکعبی شکل کعبه زرتشت کتیبه هایی از شاپور شاه ساسانی و کرتیر موبد پرنفوذ همین خاندان کشف شد.کتیبه کرتیر به تحریر پهلوی ساسانی بر دیواره شرقی و کتیبه های شاپور اول شاه ساسانی بر سه وجه شرقی،جنوبی و غربی نقر شده است.این کتیبه ها از نظر تاریخی اهمیت فوق العاده ای دارند.کتیبه شاپور به سه زبان نگاشته شده است.دیواره شرقی بنا نسخه پهلوی ساسانی ،دیواره جنوبی نسخه یونانی و دیواره غربی نسخه پهلوی اشکانی کتیبه شاپور اول است.

 بهتر است وقایعی که با قدرتگیری شاپور همراه بوده است مرور کنیم.تاجگذاری شاپور امپراتوری روم را با دشمنی سرسخت رودرو کرد.این دوران امپراتوری روم به عصر فرمانروایان نظامی معروف است که در فواصلی کوتاه یکی،دیگری را از میدان به در می کرد و خود جانشین او می گردید و هنوز جلوس نکرده،سقوط می نمود. جریان وقایع بغرنج و پیچیده آن روزگار،همچنان ناشناخته باقی ماند تا این که کمی قبل از جنگ جهانی دوم،حفریات نقش رستم و کتیبه شاپور،فتح عظیم آن دوران و آنچه را که در پس پرده مانده بود آشکار ساخت.

برخورد اول شاپور با رومیها جنگ با امپراتور گوردیانوس  بود.نمی توان دقیق گفت که آغازگر جنگ چه کسی بوده است.در سال 242 میلادی گوردیانوس آماده جنگ با ایران شده بود و از سراسر امپراتوری روم سپاهی از گُتها و ژرمنها تهیه دید و از سوی بین النهرین که در دوره ساسانی آن را آسورستان می گفتند به ایران زمین تاخت.ولی در همان هنگام به وضعی نامعلوم کشته شد.معلوم نیست در. اثر جنگ این اتفاق افتاد یا دسیسه رقیب او فیلیپ او را به دیار نیستی فرستاد ولی در هرحال رومیها بعد از مرگ او فیلیپ را به امپراتوری خود انتخاب کردند.فیلیپ بعد از یک شکست در شهر(( پیروز شاپور)) در مرز فرات فورا درخواست صلح کرد.در سال 252 میلادی شاپور ارمنستان را تسخیر کرد و این برای روم شکست بزرگی بود.با اینکه حملاتی به مرزهای شرقی ایران صورت گرفت.شاپور از جنگ در جبهه غربی منصرف نشد و نصیبین در در سال 254 و دورا اروپوس را در سال 256 به تصرف خود در آورد.در سال 260 شهر ادسا توسط سپاهیان شاپور به محاصره در آمد و امپراتور والرین تصمیم گرفت این شهر مهم را باز پس گیرد و در نتیجه جنگ در گرفت.این تصمیم سرنوشت او را تعیین کرد.سپاه  روم با این که بیش از لشگر ایران بود،محاصره شد.امپراطور والرین دستگیر شد و صاحب منصبان لشگری و کشوری،حکام ایالات،سناتورها و همچنین عده زیادی از اشخاص عالی رتبه مملکت به اسارت شاپور در آمدند.ارتش روم از هم پاشید و سپاهیان دسته دسته تسلیم شدند.این حادثه یک فاجعه حقیقی برای رومیها بود.

 

1- من مزدیسن،بغ شاپور،شاهنشاه ایران و انیران که چهر(نژاد)از ایزدان،پور مزدیسن،بغ اردشیر شاهنشاه ایران که چهر از ایزدان پورِ پور(نوه)بغ بابک شاه]است[.خداوندگار ایران شهرم و]این[ شهرها(کشورها) را دارم:

پارس،پارت،خوزستان،میشان،آسورستان،اربایستان،آتورپاتکان،ارمنستان

                         

2- وروچان،سیکان،اران،بلاسگان تا فراز به کوهِ کاف(=قاف) و ]به[ در(=حدود)آرانان و به همه ]حدود[ کوهِ پریشخوار،ماد،گرگان،مرو،هرات و همه ابر شهر:کرمان،سکستان،توران،مکران،پارتان،هندوستان،کوشان شهر تا فراز به پیشاور و تا به کاش(=کاشغر)،سغد و چاچستان........]تا ساحل[ دریا]یعنی[مزون شهر.ومن گرفتم پیروز شاپور نامی.....و من گرفتم

 

3- هرمزد اردشیر نامی/نام را.و این همه شهر(کشور) و شهریار و والیان،همگی برای ما به باج و بندگی ایستادند.و هنگامی که نخست من بر شهر (کشور)ایستادم(=پادشاه شدم)،گردیانوسِ قیصر از همه شهر"روم"،"گُت" و "ژرمن" سپاه جمع کرد واز ]سوی[ آسورستان به سوی ایرانشهر و ما آمد. و در مرز آسورستان جنگی در "مشیک"جنگ بزرگی بود(=درگرفت)گردیانوسِ

4-  قیصر کشته شد،سپاه رومیان از بین رفت و رومیان "فیلیپوس" را قیصر کردند و فیلیپوسِ قیصر به نمسته(=التماس و شفاعت)به سوی ما آمد و برای خون بها پانصد هزار دینار داد(پرداخت)]و[ به باج ایستاد(=باج گذار شد)و ما از این رو مشیک را "پیروز شاپور"نام کردیم(=نهادیم).

و قیصر دوباره دروغید،در ارمنستان گناه کرد و ما به شهر(=کشور) روم یورش کردیم و سپاه شصت هزار نفری رومیان را در"بیبالیش"

 

5-زدیم(نابود کردیم) و شهر(=کشور)سوریه و آنچه که در بالای شهر سوریه بود همه را آذر بیز(سوزانده)،ویران و نابود کردیم.وگرفتیم(=فتح کردیم)تنها در این نبرد از شهر(=کشور)رومیان: دژ و شهرستان "آناث"را با ناحیه های اطراف آن،دژ"اروپن" با ناحیه های اطراف آن،شهرستان بیبالیش با ناحیه های اطراف آن،شهرستان منبوگ

 

6- با ناحیه های اطراف آن،شهرستان حلب با ناحیه های اطراف آن،شهرستان کنشرا با ناحیه های اطراف آن،شهرستان آپومیا با ناحیه های اطراف آن،شهرستان رنیپوس با ناحیه های اطراف آن،شهرستان زوما با ناحیه های اطراف آن،شهرستان گُندُروس با ناحیه های اطراف آن،شهرستان ارمیناژ با ناحیه های اطراف آن،شهرستان سلوکیه با ناحیه های اطراف آن،شهرستان انطاکیه

 

7-با ناحیه های اطراف آن،شهرستان کیروس با ناحیه های اطراف آن،دیگر شهرستان سلوکیه با ناحیه های اطراف آن،شهرستان اسکندریه با ناحیه های اطراف آن،شهرستان نیکوپولیس با ناحیه های اطراف آن،شهرستان سزار با ناحیه های اطراف آن،شهرستان حما با ناحیه های اطراف آن،شهرستان ارستون با ناحیه های اطراف آن،شهرستان دیکور با ناحیه های اطراف آن،شهرستان دورا با ناحیه های اطراف آن،شهرستان دولیخ با ناحیه های

 

8-اطراف آن،شهرستان کرکسیا با ناحیه های اطراف آن،شهرستان ژرمانیا با ناحیه های اطراف آن،شهرستان بتنان با ناحیه های اطراف آن،شهرستان خانر با ناحیه های اطراف آن.اندر کاپادوکیه:شهرستان سَتَل با ناحیه های اطراف آن،شهرستان دومان با ناحیه های اطراف آن،شهرستان ارنگلیا، با ناحیه های اطراف آن،شهرستان سوش با ناحیه های اطراف آن،شهرستان شود با ناحیه های اطراف آن،شهرستان فرات با ناحیه های اطراف آن.

 

9-بر روی هم سی و هفت شهرستان با ناحیه های اطراف آن.سومین بار،هنگامی که ما به حرّان و الرّها حمله کردیم و حرّان و الرّها را محاصره کردیم،والریانوس قیصر به پذیره ما آمد و با ]او[ بود از سرزمین ژرمانیا،از سرزمین ریشیا،از سرزمین نیرکوس،از سرزمین داکیا،از سرزمین پندانیا،از سرزمین میسیا،از سرزمین آستاریا،از سرزمین اسپانیا،از سرزمین افریقا،از سرزمین تراکیا،

 

10-از سرزمین بوتنیا،از سرزمین آسیا،از سرزمین پامپیا،از سرزمین آسوریا،از سرزمین لوکونیا،از سرزمین گلاتینا،از سرزمین لوکیا ،از سرزمین کیلیکیه،از سرزمین کاپادوکیه،از سرزمین فریگیا،از سرزمین سوریه،از سرزمین فنیقیه،از سرزمین یهودیا،از سرزمین ارابیا،از سرزمین مورن،از سرزمین ژرمانیا،از سرزمین روتاس،از سرزمین اسنیوس.

 

11-از سرزمین میان رودان،سپاهی هفتاد هزار]نفر[.و در آن سوی حرّان و الرّها حمله بزرگی بر والریانوس قیصر بود(=شد) و والریانوس قیصر را،خودم،با دست های خویش دستگیر کردم و سایر حاکمان،سناتوران،و فرماند]هانی[ که در سر(=رأس) آن سپاه بود،همه را دستگیر کردم و به پارس هدایت کردم(=آوردم)و سرزمین سوریه،کیلیکیه و سرزمین کاپادوکیه را

 

12-آذر بیز(سوزانده)،ویران و غارت کردم.و گرفتم این بار از رومیان،سرزمین اسکندریه و شهرستان کتسیوس با ناحیه های اطراف آن،شهر شمشات با ناحیه های اطراف آن،شهرستان کرترای با ناحیه های اطراف آن،شهرستان ایگا با ناحیه های اطراف آن،شهرستان ماماسیتا با ناحیه های اطراف آن،شهرستان مالوس با ناحیه های اطراف آن،شهرستان آدانا با ناحیه های اطراف آن،شهرستان ترسوس

 

13-با ناحیه های اطراف آن،شهرستان زفیرون با ناحیه های اطراف آن،شهرستان سپستیا با ناحیه های اطراف آن،شهرستان کورکوس با ناحیه های اطراف آن،شهرستان انزرپوس با ناحیه های اطراف آن،شهرستان کاستاپلا با ناحیه های اطراف آن،شهرستان نرینیاس با ناحیه های اطراف آن،شهرستان پلاویاس با ناحیه های اطراف آن،شهرستان تودینا با ناحیه های اطراف آن،شهرستان قیصریه با ناحیه های اطراف آن،شهرستان کومانادیا

 

15-با ناحیه های اطراف آن،شهرستان کوپستریا با ناحیه های اطراف آن،شهرستان سباستیا با ناحیه های اطراف آن،شهرستان بیرت با ناحیه های اطراف آن،شهرستان راکوندیا با ناحیه های اطراف آن،شهرستان لارندیا با ناحیه های اطراف آن،شهرستان ایکوندیا با ناحیه های اطراف آن،همه شهرستان ها با ناحیه های اطراف آن سی و شش.و از مردمان سرزمین(=کشور)روم]و[از انیران

 

16-آورده شده(=به عنوان اسیر آورده شد)اندر ایران شهر،اندر پارس،پارت،خوزستان،آسورستان و دیگر سرزمین(=استان)به سرزمینی که از آنِ ما و پدر و نیاکان و پیشینیان]ما[بود،آنجا برقرار کردیم(=در آن جاها سکنی دادیم).و ما سرزمین های بسیار دیگری را خواستیم]و[بسیار نام(=آوازه)و نیوی(=دلیری)کردیم که اینجا ننوشتیم.اما آن چند(=مقداری)از کرده هارا فرمان دادیم نوشتن(=بنویسند)تا کسی که پس از]ما[خواهد بود.

 

17-این نیکنامی]کرده ها[ و نیوی و خداوندگاری ما را بشناسد.و پیش از آنکه ایزدان آنگونه سرزمین ها را به ما بدهند(=ارزانی دارند)و با پشتی(=پشتیبانی)ایزدان این چند کشور را بخواهیم و بداریم،این چنین ما در کشور بسیار آذر بهرام نشانیدیم و بسیار مغ مردان را کرفه کردیم و ایزدان را نیایش های بزرگ کردیم و اینجا،در کتیبه نوشتیم:یک آتشی معروف به شاپور

 

18- نام برای]آمرزش[روان و نیکنامیمان،آتشی معروف به آذر-آناهید نام برای]آمرزش[روان و نیکنامی دخترمان آذر-آناهید شهبانوی شهبانوها،آتشی معروف به هرمزد-اردشیر نام برای]آمرزش[روان و نیکنامی هرمزد-اردشیر،پسرمان،بزرگ شاه ارمنیان،آتشی معروف به شاپور نام برای ]آمرزش[روان و نیکنامی شاپور،پسرمان،شاه میشان

 

19- آتشی معروف به نرسه نام برای]آمرزش[روان و نیکنامی آزاده مزدیسن،نرسه،پسرمان،شاه هند]و[سکستان و توران تا ساحل دریا]برپا کردیم[.و آنچه را که بدین آذران ارزانی می داریم و آنچه از آیین ها که برپا داشتیم،هم چنین همه را بر این سند نوشتیم و از آن روی هزار بره را که افزون بر آیین بود و ما اینها را به آذران پیشکش کردیم،ما فرمان می دهیم که اینگونه کرده شود برای]آمرزش[ روان ما روز

 

20- به روز(=روزانه)یک بره،یک گریو و پنج هوفن نان،چهار پاس شراب،برای ]آمرزش[روان ساسان خدای و بابک شاه و شاپور شاهِ بابکان و اردشیر شاهنشاه،خورانزیم شهبانو،آذر-آناهید شهبانوی شهبانوها،شهبانوی دینی،بهرام گیلان شاه،شاپور شاهِ میشان.هرمزد-اردشیر شاه بزرگ ارمنیان،نرسه سکان شاه،شاپور-دختک

 

21- شهبانوی سکاها،چشمک بانو،شهزاده پیروز،مردود بانو،مادر شاپور شاهنشاه،شهزاده نرسه،رود-دخت شهزاده،دختر انوشک،وراز-دخت،دختر خورانزیم،شهبانوی استخر یاد و هرمزدک،پسر شاه ارمنیان،هرمزد و هرمزدک،اوتابخت و بهرام،شاپور پیروز پسر]ان[ شاه میشان،شاپور-دختک،دختر شاه میشان و

 

22- هرمزد-دختک دخر سکان شاه]هرکدام[یک بره ،یک گریو و پنج هوفن نان،چهار پاس شراب.

و از بره]هایی[ که آنجا باقی می ماند،تا هرزمان که طول بکشد،برای]آمرزش[روان کسانی که ما فرمودیم روانشان ستوده شود و اینجا نوشته شد:برای کسانی که در زمان خداوندگاری بابک شاه بودند:ساسان ارنوکان،فردکِ فردکان،بهرام بادِ هورکان،اسپورکِ اسپورکان،پوهرکِ مرتینکان،زیک در باربد

 

23- شاپور بیژنکان،شاپور مهروزینکان.برای کسانی که در زمان خداوندگاری اردشیر شاهنشاه بودند:ساترپ،ابرنیک شاه،اردشیر،شاهِ مرو،اردشیر شاهِ کرمان،اردشیر سکان شاه،دینیک،مادر بابکِ شاه،رودک مادر اردشیر شاهنشاه،دینیک بابکان،شهبانوی شهبانوها،اردشیر بیدخش،بابک هزارپت،دیهینِ وراز،ساسانِ سورن،ساسان اندیکان خدای،پیروزِ کارن

 

24- گوکِ کارن،ابرسامِ اردشیر فر،گیلمان دماوندی(=از دماوند)،رخش سپهبد،ماردِ دبیربد،بابک درباربد(رئیس تشریفات)،پاشهرِ ویسپورکان،ویفردِ فردکان،مهرخواست بریسکان،هوم فریاد مایگان بِد(=رئیس بایگانی)،دَرَن زین بد(رئیس اسلحه خانه)،شهرک دادور(=قاضی)،وردن آخور بد،مهرگ توسرکان،زیک زبرکان،سکپوس نخچیر بد،هوتوک آذوقه بد(=رئیس آذوقه)زاهین می دار.کسانی که برای(=در زمان)خداوندگاری ما بودند:اردشیر شاهِ ادیابن،اردشیر

 

25- شاه ِ کرمان،دینیک شهبانوی میشان،دستگرد شاپور،همزاسپ شاه وروچان،شاهزاده ولخشِ بابکان،شاهزاده ساسان که به وسیه فردکان نگهداری می شد(=پرورش یافته بود)،دیگر(=هم چنین)شاهزاده ساسان که به وسیله فردکان کدوگان نگهداری می شد،شاهزاده نرسه پیروز کان،شاهزاده نرسه شاپورگان،شاپور بیدخش،بابک هزارپت،پیروز اسب بد،اردشیرِ وراز،اردشیرِ سورن،نرسه اندیکان

 

26- خدای،اردشیرِ کارن،بهنام فرماندار،پریاک ساتراپ وه-اندیوک-شاپور،سریتود شاهموست،اردشیرِ اردشیر هشنوم،پاشهرِ تهم شاپور،اردشیر ساتراپ گودمان،چشمکِ نیوشاپور،بهنام شاپور هشنوم،تیر مهر دژبان شهرکَرد،زیک درباربد،اردوان دماوندی(=از دماوند)،گندفر آبکان رزمجوی و پاپیش،

 

27- پیروز-شاپور شنبیدکان،وارزن ساتراپ جی،کردسروِ بیدخش،بابک ویسپورکان،ولخش سلوکان،یزدبد،اندرزبد(=رای زن)شهبانوها،بابک سپسیردار،نرسه ساتراپ رند،تیانک ساتراپ همدان،وردبدپریستاگ بد،جود مرد رستکان،اردشیر بی فردکان،ابرسام-شاپور دریگان بد(=رئیس دربار)،نرسه بردکان،شاپور نرسکان،نرسه

 

28- آذوقه بد،هرمزد دبیر بد،نادوک زندانبان،بابک دربد(=دربان بد)،پاسپردِ پاسپردکان،آبداخش دژبدکان،کرتیر هیربد،رستگ،ساتراپِ وه اردشیر،اردشیر بیدخشان،مهر-خواست گنجور،شاپور فرماندار،ارشتادِ مهران،دبیرنامه ها،ساسانِ شبستان(=خواجه)ساسانکان،ویرایِ بازاربد(=رئیس بازاریان)،اردشیر ساتراپ نیریز،بغداد وردپتیکان(=گُلبدان)کرتیرِ اردوان،زروان دادبندگان

 

29- وینار ساسانکان،مانزکِ شبستان(=خواجه)،ساسانِ دادور(=قاضی)،وردن ناش پتکان،وردک(=گُلک)ورازبد(=گُرازبان)هریک،یک بره،یک گریو و پنج هوفن نان،چهار پاس شراب.اکنون همان گونه که ما بر امور و کارهای ایزدان می کوشیم و ایزدان دستگردیم(=دستگرد ایزدان هستیم) و به یاری ایزدان این چند شهر(=سرزمین)را خواستیم و گرفتیم،نیکنامی و نیوی(=دلیری)کردیم،آن کسی که پس از ما خواهد بود و فرهمند بُود او چنان که بر امور و

 

30- کارهای ایزدان بکوشد.پس ایزدان او را یاور باشند و دستگرد کنند.این دست نبشته(=کتیبه)من هرمزدِ دبیر،پسر شیلکِ دبیر]است

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم اسفند 1387ساعت 3:26  توسط عارف  |